 |
|
متولد اردیبهشت 1360 فارغ التحصیل علوم سیاسی و ساکن تهران
|
|
|
 |
|
بوی خوش تعفن |
جمعه 26 بهمن1386 |
|
|
|
نشونی شو بعد از کلی این ور و اون ور رفتن گیر آوردم نشستم روبروم نوشته شده بود : "یارا جگر شیر نداری سفر عشق مرو " به اضافه ی یه شماره موبایل اعتباری ایرانسل کام که تموم شد سیفون رو کشیدم و اومدم بیرون جهان بینی ام بطور کل تغییر کرده بود !
پی نوشت : با الهام از متنHOT LOVES خانه ای از شن و مه
|
|
|
|
|
 |
|
اعتراف |
جمعه 19 بهمن1386 |
|
|
|
شروع ، برایم همواره دغدغه آفرین بوده است ۰ چگونگی آغاز ، گذر از پیچ وخم های پرازدحام ذهن ،داغی فکر ،مکث های ممتد تردید و اضطراب ، شاید ، اما ،اگر و ... همه و همه "شروع" را برایم دغدغه آفرین کرده است ! گاه می اندیشم که کارهایم تاکنون هیچگاه گام اولی نداشته است ؛ هرگاه به سامان مشغولیتی رسمیت بخشیده ام ، گام نخستین در آن محو و گم بوده است ! و امروزاعتراف می کنم که در وادی نخستین ها ، سیری به یادماندنی نداشته ام و هربار زمانی این را فهمیده ام که در حال طی نمودن گام آخر بوده ام ۰
|
|
|
|
|
 |
|
در ستايش هيچ |
شنبه 13 بهمن1386 |
|
|
|
مي نويسم از درد ... از هنوز ... از هيچ ...
|
|
|
|
|
 |
|
دچار |
دوشنبه 1 بهمن1386 |
|
|
|
می گفت : "ازاین فراموشی ِمحض كه درش افتاده ام كيف مي كنم ! ميان دو شهر هستم ، يكي هيچ ازم نمي داند ، ديگري ديگر نمي شناسدم !"
|
|
|
|
|
|