تبليغاتX
شازده شرقی - 18 ارديبهشت 1360



شازده شرقی

وب نوشته ها

رادیو اسامی شهدای جنگ رو که اعلام می کرد ، مادر با هربار شیدن نام "محمد . . . " صلوات مي فرستاد !
پدر تازه استعفا داده بود ؛ محافظ شخصی "حاج مهدی کروبی"بود ؛
می گفت :
"زمونه ی بدی شده ، توي اين وانفساي بكش بكش اگه شانس نیاری و شهید نشی حتما" جزو اعداميايي!"
روزی نبود که تلویزیون خبر ترور یکی از انقلابیون رو پخش نکنه ؛
واسه همين هم كلت كمري و لباس چريكش رو بوسيد و گذاشت كنار!
ميدون شهر پر بود از اعلاميه ي احزاب و گروههاي سياسي و البته جوون هايي كه عازم ميدون جنگ بودند ؛
"صدام" تازه خرمشهر رو گرفته بود و "بني صدر" به بي كفايتي متهم شده بود ؛
خلاصه زمونه بوي خون مي داد و من توي همچين اوضاع بلبشويي در يك بعدازظهر تعطيل به دنيا اومدم :
ساعت ۲:۳۰ بعداز ظهر روز جمعه ۱۸ ارديبهشت ۱۳۶۰

نوشته شده در جمعه 18 اردیبهشت1388ساعت 21:55 توسط شازده شرقی| |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت