تبليغاتX
شازده شرقی - افسانه ی آه
شازده شرقی

وب نوشته ها

 از تو افسانه هاي زيادي براي ما نقل كرده اند ...

پي نوشت :
- بگذاريد حقيقتي را اعتراف كنم: امروز صبح، پس از سالها دلم براي تان تنگ شد! آنقدر كه نتوانستم و گريستم!
- دوستي مي گفت: من فكر مي‌كنم امام كه بيايد، ما مي‌فهميم چقدر در تمام عمر، اشتباه به عرضمان رسانده‌اند!

نوشته شده در پنجشنبه 15 مرداد1388ساعت 13:42 توسط شازده شرقی| |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت