شازده شرقی
وب نوشته ها
"حمید مصدق"
دشتها آلوده ست
در لجنزار، گل لاله نخواهد رویید
در هوای عفن، آواز پرستو به چه کارت آید ؟
فکر نان باید کرد
و هوایی که در آن
نفسی تازه کنیم
گل ِگندم خوب است
گل ِخوبی زیباست
ای دریغا که همه مزرعه ي دلها را
علف هرزه ي کین پوشانده ست
هیچکس فکر نکرد
که در آبادی ویران شده دیگر نان نیست
و همه مردم شهر
بانگ برداشته اند
که چرا سیمان نیست
و کسی فکر نکرد
که چرا ایمان نیست
و زمانی شده است
که به غیر از انسان
هیچ چیز ارزان نیست

پی نوشت :
پاييز را با آن همه ابر تيره تصور كن ! نوشته شده در چهارشنبه 1 مهر1388ساعت
15:56 توسط شازده شرقی| |
![]()
| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |

